ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

«خواندم اش که امارتش بدهم؛ تو کی شنیدی از من که بخواهم اش تا مرو را قتلگاهش کنم؟» اشک های غادیه باز تند بر گونه هایش می ریزد: «او را چه حاجت به امارت و سیادتی که تو بدهی اش؟ خواندی اش چون تو محتاجش بودی! چون همه راه ها را بسته می دیدی. چون روزی نبود که خبر قیامی نرسد و شبی نبود که آسوده سر بر بالین.» «. غادیه!» دست از طشت می کشم و با کنار ردایم خشک می کنم و خودم را بر تخت تا کنار صورتش بالا می کشم: «چرا بیچارگی هامان را شماره می کنی غادیه؟»


+ به بلندای آن ردا - سید علی شجاعی


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

سایت فیزیک Adviser ,International Consultant of Industrial ,Trading and Official cmd مشاوره کنکور ریاضی Erfabtabasi ساخت و پاخت naslebartar جملات ارامش دهنده عاشقانه کامپيوتر، موبايل و لوازم جانبي آن آثار استادنورالدین کرمی